فقط برای تو...
دیشب تا خود صبح با نفس های پسرم خوابیدم ...
مثله همیشه 100 بار بوسیدمش و مثله همیشه براش زمزمه کردم...
هر روز برای من انگار روز آخره...
خدا رو چه دیدی،شاید فردا من نباشم!!
پس اونموقع کی به پسرم میگه دوستت دارم؟!!
روزی نیست که 100 بار بهش نگم دوستت دارم...
بهش نگم تو جون مامان و بابایی...
بهش نگم که معجزه ی الهی بودی و هستی...
بهش نگم که فرشته پاک خدایی...
روزی نیست براش ننویسم:
تنها دوردونه ام،تنها فرزندم،تنها پسرم...
پسرم،شب هر شب من!
دیشب؛
تورو ؛ به گهواره ی ستاره ای دوختم...
تورو بوییدم؛
تورو نگاه کردم؛
برای فرار از هزاران فکر و خیال به تو اندیشیدم.
پسرم،اتاق تو برای من یعنی آرامش...
بوی تو یعنی ثانیه های زندگی ام.
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




فقط برای تو... 
